محمد هاشم بدری در طول سه دهه نقاشی کردن ضمن به‌وجود آوردن تکنیک نقاشی با کاردک، موفق شد نقاشی برای نابینایان را ترویج دهد. زندگی را می‌بینیم، غوغای زیستن را حس می‌کنیم و با آن خو می‌گیریم و سایه‌وار از کنار لحظه‌ها می‌گذریم. آدمی موجود عجیبی است، به همه چیز زود انس می‌گیرد و در روزمر‌گی دنیای معمولی زود غرق می‌شود؛ او روزها و روزها در بطن زندگی، ایام می‌گذراند و هر لحظه بیشتر می‌میرد چون به مرگ نزدیک‌تر می‌شود، بی‌آنکه در زوایای پنهان و آشکار اطرافش خوب اندیشه کند.

شاید از کنکاش در روح عاصی خویش هراسان است. هر لحظه از دنیای روزمره، طبیعت زنده و جاری، تصاویر آشنا و… نشان از تمایلات آشکار و پنهان انسان را در همه جا می‌توان یافت. اما هنرمندان از نوعی دیگرند، از جنس روزمر‌گی نیستند، روحشان بزرگ است و در حجم فیزیکی کالبد مادی‌شان نمی‌گنجد.

نگاهی به زندگی و آثار محمد هاشم بدری

محمد هاشم بدری
محمد هاشم بدری

محمد هاشم بدری هنگامی ‌که برای درمان بیماری خود به فرانسه سفر کرده بود، در اغویل- یکی از شهرهای استان نرماندی این کشور- با درختی زیبا آشنا شد و از آن پس او همدم تنهایی‌اش شد و ساعت‌ها با او درددل کرد؛ این درخت چند بار در رؤیا به سراغش آمد و برایش داروی گیاهی آورد و برای بهبودی‌اش دعا کرد.

چند وقتی از بازگشت او به ایران گذشت، شبی باز این درخت به خوابش آمد و گفت که چرا تصویر مرا نمی‌کشی؟ او با توجه به اینکه یک نقاش ناتورالیست، محسوب می‌شود و تا به حال صدها تابلوی درخت کشیده‌ است، به این فکر افتاد که تصویری از آن درخت، که به آن «درخت گل» می‌گوید، بکشد و برای عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن نوروز و همچنین روز درخت‌کاری برای آن درخت به فرانسه ارسال کند تا شاید نمادی باشد از پیام تبریک بهار طبیعت به یک درخت از سوی یک انسان.

بدریِ نقاش به عشق وطن به خدمت سربازی رفت و در نظام، استخدام و در نهایت جانباز شد. هیچ وقت نخواسته جانباز بودنش را به‌رخ بکشد، جانباز بودنش را به خاطر آنکه انگیزه نقاش شدنش می‌شود، دوست دارد.

محمد هاشم بدری در طول سه دهه نقاشی کردن ضمن به‌وجود آوردن تکنیک نقاشی با کاردک موفق شد نقاشی برای نابینایان را ترویج دهد. نقاشی‌های او با موضوع طبیعت مورد توجه قرار گرفته، به گونه‌ای که خارجی‌ها به نقاشی‌هایش عنوان جادوگر رنگ‌ها را داده و در خوزستان با ساخت فیلم شاعر رنگ‌ها این عنوان را بر هاشم بدری نهادند تا او را برای همیشه شاعر رنگ‌ها بنامند.

محمد هاشم بدری هنرمند نام‌آشنایی که توانسته گنجینه‌ای از هنر و معنویت را یکجا گرد هم آورد مبتکر تکنیک هنری “بدریسم” است که به نام این هنرمند شناخته می‌شود.

هاشم بدری متولد روستای «چهارچشمه» از توابع شهرستان خمین است که دوران نوجوانی و جوانی خود را به همراه خانواده در شهرستان ماهشهر سپری کرد؛ وی پس از اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دیپلم وارد هوانیروز می‌شود و پس از گذشت ۶ ماه به نیروی زمینی ارتش منتقل می‌گردد. بدری در قسمتی از خاطرات خود نقل می‌کند: در سال ۱۳۴۵ از منطقه اصفهان به لشکر ۹۲ زرهی خوزستان منتقل شده و چون شناگر بودم و کارت نجات غریق داشتم، مربی باشگاه افسران شدم.

محمد هاشم بدری موفق شد دوره فرماندهی تانک چیفتن را با موفقیت پشت‌سر گذاشته و در آغاز جنگ به عنوان فرمانده تانک‌های چیفتن در مناطق مرزی حضور به هم رساند.

آغاز جنگ

پس از آغاز جنگ تحمیلی به منطقه شلمچه اعزام می‌شود. محمد هاشم بدری به عنوان فرمانده تانک چیفتن در نقاط مرزی ایران با عراق، به همراه سایر نیروهای ارتش مستقر بودند. او نقل می‌کند: «هنگامی که جنگ آغاز شد ما نزدیک مرز بودیم، اصلا اطلاعی از حمله نظامی عراق نداشتیم. ۱۵ روز می‌گذشت که من به همراه تعدادی از دوستان در منطقه پل نو مستقر بودم و قرار بود به مرخصی بروم. در روز حمله عراق به ایران از دور آتشی دیدم، به نظرم رسید یک مینی‌بوس دارد دود می‌کند.

وقتی نزدیک‌تر رفتیم، دیدیم تعداد زیادی از نیروهای عراقی وارد مرز شده‌اند. اگر حواسمان نبود شاید اولین اسرای جنگ ما بودیم. ۱۷ تانک در اختیار ما قرار داشت، با هفت تانک به دشمن حمله کردیم و از منطقه دفاع نمودیم. حتی چند کیلومتر پیشروی کردیم و یگان دشمن که در آن منطقه مستقر بود را به عقب راندیم.» بدری در کنار اهالی خرمشهر در مقاومت برای حفظ و نگهداری خرمشهر حضور داشت. او معتقد است تنها ابزار آنها دلدادگی و همبستگی میان نیروها بود.

وی در لابه‌لای سخنان تلخ و شیرینش از جنگ برایمان می‌گوید. گاهی متاثر می‌شویم و گاهی لبخند بر لبانمان نقش می‌بندد و به شوخی می‌گوید: «پشت سر یک موتورسوار نشسته بودم و نارنجک دستی به سمت دشمن پرت می‌کردیم، در راه یک جایی متوقف شدیم، چشمم به قوری و استکان‌ها افتاد، تازه یادم آمد سه روز است چایی نخورده‌ام بعد که یادم آمد چایی نخورده‌ام سرم درد گرفت.»

خاطره جانبازی

«بیستم مرداد۱۳۶۰ در ۳۰ کیلومتری اهواز مستقر بودیم، قرار بود به همراه تانکر آب به شهر بازگردم، داخل تانک خوابیده بودم، وقتی از خواب بیدار شدم حدود ساعت ۳۰/۷ صبح، رفتم که چای درست کنم، دشمن آتش گشود و یک خمپاره ۶۰ نزدیکم اصابت کرد، ترکش آن به پا و کمرم خورد و از ناحیه پای چپ و ستون فقرات و کمر جانباز شدم.»

بدری ترکش اصابت‌شده را برای خود به‌مثابه یک مدال می‌داند؛ مدالی که در راه پاسداشت اسلام و وطن دریافت کرده است. او می‌گوید: «در آن لحظه هیجان‌زده شدم، مثل کسی که مدالی از وطن و اسلام گرفته باشد، فریاد می‌زدم «بچه‌ها من ترکش خوردم.»»

این جانباز هنرمند انس زیادی با موسیقی، کتاب و شعر دارد. در یک گوشه اتاقش کاردک و رنگ و بوم، در گوشه دیگر تابلوهای متعددی از درخت و جوانه‌های برگ و در سویی دیگر قوری چای که بخار آن در هوا منتشر شده، دیده می‌شود. اتاق کار بدری کوچک است. در آن اتاق کوچک، خلوتکده دیگری است که تو را همچون حضور در محرابه‌ای، به دیگر سو می‌برد. اتاق، کوچک اما ندای عاشقانه پنجه‌های بدری از اتاق کوچک او تا دوردست‌ها سفر کرده است.

تکنیک بدریسم

هاشم بدری پی‌درپی از طبیعت می‌گوید و بیش از همه از درختان و گل‌ها و برگ‌ها تعریف می‌کند: «پس از اینکه از بیمارستان شیراز برای معالجه به تهران رفتم و بعد به اهواز بازگشتم، زمانی که در منزل استراحت می‌کردم، پا و بدنم در گچ بود، نمی‌توانستم تحرک زیادی داشته باشم، با رنگ‌ها بازی می‌کردم، در این حالت تکنیک بدریسیم را پیدا کردم. روزی با کاردک روی کاغذ کشیدم، استوانه‌ای شکل گرفت. فکر کردم می‌توانم استوانه‌های دیگری بکشم؛ استوانه‌ها شبیه تنه‌های درخت شد. وقتی تنه‌ها را کشیدم و دیدم اگر برگ داشته باشند، بهتر است و روش کشیدن تکنیک برگ‌ها را با کاردک پیدا کردم.»

او انسان فوق‌العاده‌ای است؛ نقاش جانباز و مبدع سبک خاصی در نقاشی که فرانسوی‌ها نام بدریسم بر آن گذارده‌اند. برای خلق یک شاهکار هنری، تنها به یک ورق کاغذ سفید، تکه‌ای شمع، مقداری رنگ و چند کاردک نیاز دارد تا بعد از دقایق اندکی اعجازی از رنگ بر سطح سفید شکل بگیرد.

هنگام حرف زدن از درخت، چشمانش پر از اشک می‌شود و این همه در حالی است که کوچک‌ترین نشانه‌ای از غل‌وغش در گفتار و رفتارش دیده نمی‌شود.

او در سال جاری افتخار دیگری را کسب کرده است، برای نخستین بار در اولین نمایشگاه «سفیران صلح» که همزمان با روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، شرکت نمود تا به عنوان سفیر صلح معرفی گردد.

دیروز هاشم بدری برایمان از دوستی‌اش با درخت‌ها سخن گفت؛ از نامه‌هایی که برایشان می‌نویسد و حرف‌هایی که با درخت‌ها ردوبدل می‌کند. وقتی یکی از بچه‌ها پرسید او که این همه درخت‌ها را دوست دارد چطور دلش می‌آید میوه بخورد، خانمش گفت: میوه هدیه درخت است نمی‌تواند هدیه را قبول نکند و هاشم ادامه داد: « وقتی به میوه‌های درون ظرف نگاه می‌کنم هر کدامشان با هیجان از من می‌خواهد که آن را بخورم!»

به او گفتیم وقتی صحنه‌های قطع درختان را که در شهر ما به یک کار عادی تبدیل شده است می‌بینی چه احساسی پیدا می‌کنی؟ می‌گوید: «احساس می‌کنم دارند مرا می‌کشند چون وجود درخت را با وجود خودم یکی می‌دانم.»

هنرمند، سکون را برنمی‌تابد اما آرامش را دوست دارد سپس دست به خلق تجلیات روحش می‌زند و هر اثری خود نمایانگر نوعی شیفتگی است. هنرمند انسان شیفته‌ای است که به زیبایی و خلق زیبایی دلبسته است، او خوب کشف شهود می‌کند؛ گاهی با ثبت یک لحظه در یک عکس، زمانی با خلق یک تصویر در یک نقاشی و هنر به انسان یادآور می‌شود که فلسفه حیات معنایی بس عمیق‌تر از معمول دارد، باید که از سطح گذشت و به عمق پدیده‌ها نگریست؛ هر پدیده‌ای خود تابلویی زیبا است، هر پدیده‌ای این معنا را تکرار می‌کند که حوادث در گذشته رخ می‌دهند اما در حال، جاری می‌شوند. آینده دری نیمه‌باز است که می‌توان با باز کردن دریچه‌ها تغییرات شگرفی ایجاد کرد سپس باید که با حفظ اصالت گذشته در حال بود و به آینده اندیشید و عادت نکرد. این معنای هنر است.

هنرمند متعهد معنای ایده‌آلیستی هنر را در ذهن تداعی می‌کند. پس هنرمند اگر که جانباز باشد حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت. جانبازان بازماندگان آن جنگ نابرابرند که شوم بود و آن دفاع مقدس که شیرین و پرافتخار. جانبازان هنرمند فاصله‌ها را کوتاه کردند و غبار فراموشی را از خاطرات بزرگ‌ترین حماسه معاصر کشور زدودند.

اینک سال‌ها از جنگ گذشته است و ما دوران یک آرامش نسبی را تجربه می‌کنیم و جانبازان نیز که زمانی با اعمال فشار و زورگویی و اشغال کشور شجاعانه می‌جنگیدند، حال جنبه دیگری از هویت و موجودیت خود را به‌نمایش می‌گذارند و ما نیز که مخاطبین عام هستیم با موجودیت هنری آنها آشنا می‌شویم و احترام می‌گذاریم به این توانمندی شگفت‌انگیز که گاهی بسیار غافلگیرکننده به‌نظر می‌رسند زیرا این آثار هنری سرشار از واکنش‌های عاطفی هنرمندان نسبت به جهان پیرامون هستند، پس بسیار تکان‌دهنده و تاثیرگذارند.

زندگینامه محمد هاشم بدری

نام: محمد هاشم
نام خانوادگی: بدری
تاریخ تولد: پنجشنبه، ۱ فروردین ۱۳۲۵
زمینه فعالیت: نقاشی با کاردک
وضعیت تاهل: متاهل
محل سکونت: اهواز

عشق دیرین

از دوران کودکی به نقاشی علاقه داشته است، کلاس دوم دبیرستان رتبه سوم استان را کسب می‌کند. پیش از جانبازی با رنگ روغن و قلم‌موی معمولی کار می‌کرد. بعد از جنگ و پس از دوران جانبازی، سکون او در کارگاه نقاشی‌اش حرکتی عظیم در جهان بیرون کارگاه می‌آفریند.

هنر مجال رزم اهل دل

هنر، نزد بدری خلق نیست، کشف است. ایجاد نیست، ظهور است. دستانش جادو می‌کنند، حرکاتی ساده و بی‌آلایش به کمک کاردک و کاغذ و حضور معنا در برابر دیدگان من و تو. بدری نقاش نیست، خود نقش است؛ بر بوم و کاغذ چیزی نمی‌سازد، در آن منعکس می‌شود.

خرید آنلاین بلیط هواپیما
خرید آنلاین بلیط قطار
خرید آنلاین بلیط اتوبوس
رزرو آنلاین هتل