یکی از سرحال‌ترین خیابان‌های تهران است و از خیابان‌هایی که حقوق عابران پیاده را تمام و کمال رعایت کرده و نهایت احترام را در حق آنها روا داشته است؛ از معدود خیابان‌هایی است که می‌شود در پیاده‌رو عریض و طویلش بیشتر از ۵ نفر در کنار هم راه بروند و نگران خوردن به هم نباشند. از معدود خیابان‌هایی که به خاطر وجود پارک بزرگی در آن، عصرهای تابستان هوای خوب و مناسبی برای ‌استراحت دارد. از کدام خیابان حرف می‌زنیم؟ از بلوار کشاورز.

از یکی از سرسبزترین خیابان‌های تهران که به ما می‌گوید هنوز تهران برای زندگی آن قدر غیرقابل‌تحمل نشده. این را از حال خوب آدم‌هایی که روی چمن‌های وسط بلوار ولو شده‌اند می‌شود فهمید، از کسانی که با بی‌خیالی روی نیمکت نشسته‌اند و سایه درخت‌ها به آنها آرامش داده، از دوچرخه‌سوارهایی که مسیر ویژه دوچرخه‌سواری را طی می‌کنند،‌ از سرسبزی درختان بلوار، از پارک لاله که عصرهایش شلوغ می‌شود.

بلوار کشاورز یکی از خیابان‌های تاریخ‌دار است. سرگذشت آن را زیاد تعریف کرده‌اند. بلواری که آب کرج از آن گذر می‌کرد، اسمش به نام ملکه انگلیس بلوار الیزابت بود، بلواری که اتفاقات بسیاری را به خود دیده و از سر گذرانده و تاریخ با آن عکس یادگاری گرفته است. از وسطش چه آب زلال و خنکی رد می‌شده برعکس حالا. این بلوار از میدان ولیعصر در شرق آغاز و به خیابان دکتر قریب در غرب ختم می‌شود. طول این بلوار تقریبا ۲/۲ کیلومتر است و در طول مسیر خود از شرق به غرب با خیابان فلسطین، خیابان حجاب، خیابان وصال شیرازی، خیابان قدس، خیابان ۱۶ آذر، خیابان کارگر و خیابان جمالزاده تقاطع دارد. ضلع جنوبی پارک لاله نیز به این بلوار ختم می‌شود.

بنشین بر لب جوی

ویژگی مهم بلوار کشاورز کانال وسط آن است؛ کانالی که اوایل شکل‌گیری بلوار، محل آب‌تنی و دلیل تجمع بیشتر آدم‌ها بود. کانال برای گذر آب کرج ساخته شده بود، اما حالا کم‌آب، پر از موش و در جاهایی خشک و سرشار از زباله است. نهر کرج در واقع رودخانه‌ای بود که از رودخانه کرج منشعب می‌شد و به سمت اراضی بهجت‌آباد حرکت می‌کرد و از این اراضی به سمت دارالخلافه تهران امتداد می‌یافت. آب این نهر برای مقاصد کشاورزی و آب شرب منازل در تهران قدیم استفاده می‌شد.

تا قبل از لوله‌کشی تهران این نهر نقش عمده‌ای در تامین آب تهران داشت. موقعیت جغرافیایی نهر کرج منطبق بر بلوار کشاورز کنونی است. حالا این نهر تبدیل به کانالی شده که هنوز هم درخت‌های وسط بلوار را آبیاری می‌کند. یکی از مظاهر عمده بلوار، درختان پیر و جوان آن است، درختانی که با بلوار متولد شده و با آن تنومند و پربرگ شده‌اند؛ درختان کاج و سرو کوتاه، درختان سرخس، گل‌های زیبا و پیچک‌های که بر گذرگاه‌های بلوار پیچیده شده‌اند. صندلی‌های بلوار، زرد و به تعداد کافی در طول بلوار بدون رهگذر در جایگاه خود قرار دارند. در کنار هر صندلی به‌طور عمده روشنایی و چراغ‌هایی با پایه‌های بلند هست.

یکی دیگر از خصوصیات بلوار نو شدن است، هر سال در حاشیه آن، همه چیز به‌صور ت جزئی تغییر می‌یابد. ساختمان‌ها یا فرو می‌ریزند و دوباره بنا می‌شوند یا کارایی آنها تغییر پیدا می‌کند. بیشترین تغییر مربوط به سنگ‌فرش‌ها و پیاده‌روها است. این خصوصیت مدرنیته است؛ دگرگونی، شتاب، عصیان، خراب کردن و از نو ساختن.

بلوار کشاورز هم خلوت هم شلوغ

بلوار کشاورز صبح‌ها وضعیت دوگانه‌ای دارد؛ در ساعاتی که همه سر کار می‌روند خیابانش پر از ماشین و ترافیک است اما از عابر پیاده در پیاده‌روهایش خبری نیست. ظهرها بلوار کمتر تنهاست. رهگذران خسته‌ازکار، خسته از راه باز می‌رسند؛ عده‌ای از آنها فقط از بلوار به عنوان گذرگاهی برای رسیدن به پارک لاله استفاده می‌کنند و عده‌ای دیگر از فرط خستگی در همان حاشیه بلوار دراز کشیده، استراحت می کنند یا به تماشای آدم‌ها و ماشین‌ها می‌پردازند. حاشیه بلوار در این زمان شلوغ‌تر و خیابان آن خلوت‌تر است تا نزدیک غروب که ازدحام ماشین‌ها زیادتر می‌شود و رهگذران بیشتری از بلوار برای رسیدن به مقصد استفاده می‌کنند. روبه‌روی بلوار، سینما، هتل و رستوران بلوار قرار دارد که همین امر باعث می‌شود، بلوار گاهی جمعیت بیشتری را به خود ببیند.

همه رقم همه مدل

سینما بلوار، هتل بلوار و پارک لاله از قدیمی‌های بلوار کشاورز هستند. اسم سینما قبلا مدائن بوده و یکی از بهترین و کلاس‌بالاترین سینماهای شهر محسوب می‌شده، در سال ۱۳۴۵ ساخته شده و پاتوق بسیاری از سینماگران و گرافیست‌ها بوده که آن موقع دوران جوانی خود را سپری می‌کردند. اما حالا سینما ازریخت افتاده و درجه دو محسوب می‌شود. آدم‌های کمی برای دیدن فیلم به آنجا می‌آیند، بیشتر کسانی که می‌آیند برای زنده کردن خاطرات یا بلیت سینماست که بلوار را برای فیلم دیدن انتخاب می‌کنند.

بلوار در احاطه ساختمان‌های دولتی و بانک‌ها است، در سراسرش ساختمان‌های اداری و دولتی از هر نوع، قدم‌به‌قدم به‌چشم می‌خورند، مکان‌هایی همانند بانک‌های مختلف (کارآفرین، رفاه گارکران، تجارت، پارسیان، صادرات، موسسه مهر و تمامی موسسات مالی و اعتباری دیگر)، ساختمان وزارت کشاورزی و دانشگاه تهران قرار دارد. در طول بلوار تنها به چند شیرینی‌فروشی و کافه و ساندویجی و هتل برمی‌خوریم. گرچه در انتهای بلوار که میدان ولیعصر است بر تعداد کافه و ساندویجی‌ها افزوده می‌شود.

نکته مهم این است که در طول بلوار صندلی‌ها بدون میز و تک هستند و عملا شکل آنها زمینه تبادل رودررو را از رهگذران گرفته است. بلوار به واسطه مردان و زنان مسن ساکن در منطقه که نزدیک‌ترین مکان را برای گذران وقت و از خانه بیرون آمدن انتخاب کرده‌اند نشانی از خود برجا می‌گذارد. شاید این ساکنان از روزگار آب‌تنی و سال‌های گشت‌وگذار در این بلوار خاطراتی داشته باشند، خاطراتی که سال‌های آغازین حیات بلوار کشاورز را به‌یاد می‌آورند. غروب‌ها که به بلوار کشاورز می‌رفتم همیشه خانمی را که چهره‌اش سال‌های دوری را با خود داشت می‌دیدم، سن او نزدیک به شصت سال بود. از او در مورد بلوار پرسیدم.

گفت: بلوار آدم‌های خود را داشت. می‌شناختمشان. اما همیشه غروب و جمعه‌ها اینجا پر می‌شد از آدم‌هایی که نمی‌شناختم. واقعا اینجا پر می‌شد، جا برای نشستن نبود. تابستان‌ها هم همه در کانالش آب‌تنی می‌کردند. اما الان همه رفته‌اند. کِی اینجا از پیرمرد و پیرزن‌ها پر می‌شد که حالا پر است. همین آخرها جوان‌های دانشگاه، بغل‌به‌بغل هم اینجا می‌نشستند. به او گفتم حالا پارک لاله کار بلوار را انجام می‌دهد. گفت آن موقع‌ها هم پارک لاله بود اما کنار بلوار جیگرکی اکبر لقمه بود و رستوران حاج نایب و سیگارفروشی ارزون، جلو داروخانه مندلسون و بستنی‌فروشی و لواشکی و هزار چیز دیگر. این همه بانک نبود. لذت بردن از زندگی بخش عمده‌ای از زندگی بود.

بلوار کشاورز در قلب پایتخت

بلوار کشاورز بلواری شرقی- غربی در منطقه ۶ شهرداری تهران است. این منطقه از شمال به بزرگراه همت، از غرب به بزرگراه چمران، از شرق به بزرگراه مدرس و از جنوب به خیابان انقلاب محدود می‌شود. بلوار کشاورز از بیمارستان امام در خیابان قریب شروع می‌شود و به میدان ولیعصر می‌رسد. منطقه ۶ مساحتی معادل ۲۱۳۸/۴۵ هکتار حدود ۳/۳ درصد از سطح شهر تهران را شامل می‌شود.

اول جلالیه بود

اراضی منطقه ۶ کنونی موسوم به «جلالیه»، به جلال‌الدوله پسر مسعود میرزا ظل‌السلطان پسر ناصرالدین شاه تعلق داشت. بعدها در این اراضی، میدان اسب‌دوانی بنا شد. در سیر تاریخی شهر تهران دو سوی شمال و جنوب نهر کرج (آب کرج) را خیابان کردند و امروز بلوار کشاورز نام دارد. آن میدان هم پابرجا نماند و محل اسب‌دوانی به بوستان لاله تبدیل شد و دیگر اراضی جلالیه نیز تقسیم و خانه‌سازی شد.

رد شدن با الوار

می‌گویند در قدیم مردان روستایی با الوارهایی بر دوش کنار نهری که از وسط بلوار کشاورز می‌گذشت می‌ایستادند. اگر می‌خواستی از روی نهر رد شوی الوارها را روی نهر می‌گذاشتند. یک قران می‌دادی و از پل موقت رد می‌شدی و بعد از رد شدن، الوار دوباره برمی‌گشت روی شانه مرد.

خرید آنلاین بلیط هواپیما
خرید آنلاین بلیط قطار
خرید آنلاین بلیط اتوبوس
رزرو آنلاین هتل